محمد مهريار
79
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
معمارى آن نيز با همان مصالح ابتدايى جلب نظر مىكند . هواى خشك و لطيف آن نيز در حفظ درهاى چوبى و ساختمان مؤثر است . اينها به يكسو ، مردم ابيانه محافظهكار و سنتپرست هستند . سنتپرستى در علم و فلسفه مطلوب نيست و موجب تحجّر انديشه و دانش و ركود عقل است ، ولى در عالم زندگانى باعث ثبات و نگاهداشت جامعه مىشود و بسا باشد كه سنتهاى خوب و روشهاى پسنديده به يادگار بگذارد . مردم ابيانه سنن خود را حفظ كردهاند و همچنين زبان خود را . از آثار تاريخى ابيانه خانهء غلام نادرشاه ، خانهء نايب حسين كاشى ، يك زيارتگاه ، دو آتشكده ، سه مسجد به نامهاى حاجتگاه ، پرزله و جامع قابل ذكر است كه همهء اينها دال بر سنتگرايى مردم است . در اينجا مجالى براى توضيح و تشريح اين آثار نداريم . اما دربارهء خانهء نايب حسين كه حفظ آن خود نمودارى از محافظهكارى اين مردم است گفتنى است از اين جهت كه وى از مردان روزگار مشروطيت است كه ياغى شد و دزدى و غارتگرى پيشه كرد و بعدها خواست كه به پادشاهى برسد تا اينكه او را دستگير كردند و به دار آويخته شد . و از اينگونه كسان در آن روزگاران بسيار بودهاند . اين را هم بد نيست اضافه كنيم كه قديمىترين تاريخ مسجد جامع ابيانه 477 هجرى است و وجود دو آتشكده و قلعههاى دوگانهء كهن ابيانه ما را يادآور مىشود كه چگونه اين قلعهها و آتشكدهها هزاران سال همراه سنت و سابقهء دين و آيين زندگانى در ابيانه مانده است تا اينك كه نمونهاى از آن به ما رسيده است . براى ابيانه كتابى جداگانه بايد نوشت كه شرح آن در اين مختصر نمىگنجد و اينك بايد به غرض اصلى خود كه ذكر وجه تسميهء آن زيارتگاه مشتاقان آثار كهن و تاريخ زبان فارسى است بازگرديم . واژهشناسى : در تقطيع واژهء ابيانه ، به سه جزء يعنى « اب + ى + انه » مىرسيم ، براى سهولت فهم و گفتوگو از آخر شروع مىكنيم . جزء واپسين اين كلمه پسوند « آنه » است و نسبت را مىرساند و همان است كه در واژههاى انگشتانه ، پشتوانه ، جانانه ، شادمانه ، سرانه ، پسرانه ، دخترانه ، شاهانه و غيره و غيره داريم كه در همهء اين كلمات اين پسوند نسبت را آشكار مىكند و در اين سخن جاى شك و تأمّل وجود ندارد . جزء نخستين همان واژهء آب است كه از اصل كهن اوستايى ( Apa ) به ما رسيده است . در طى مطاوى كتاب ديديم كه بر سر بسيارى از واژهها و اسامى ديههاى كهن مىآيد و جزء وسط يعنى « ى »